کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی
چکیده
یکی از فراوردهه ای غرایز نفسانی که به صورت میلی منحرف نمودار و وجدان خیراندیش و آگاه را به زنجیر کشیده و انسان را از رسیدن به آمال حقیقی زندگی باز می دارد، حسد یا بدخواهی است.بدخواه نمیتواند کسی را در آغوش آسایش مشاهده کند و همواره از دیدن نعمت دیگران در خود احساس فشار و سنگینی می نماید. روایتی از امام صادق (ع) در مستدرک الوسایل (جلد دوم) وجود دارد که: «حسد از کوری دل و انکار نعمتهای خدا سرچشمه گرفته و این دو بال های کفرند. فرزند آدم از حسد در حسرت ابدی فرو رفت و به هلاکتی افتاد که هرگز راه نجات نخواهد یافت.» نقص و نارسایی تربیت در محیط خانواده نیز ممکن است یکی از عوامل پیدایش حسد باشد؛ والدینی که بدون توجه، یکی از فرزندان را بیش از دیگری مورد نوازش قرار میدهند و دیگری را از عواطف خود محروم میسازند، سبب میشوند که در دل او عقدهای به وجود آمده و روح او را عاصی سازند. حسد بعضی اطفال از همین رهگذر سرچشمه میگیرد و در بزرگی باعث بدبختی و سیه روزی آنها خواهد شد. همچنین تبعیضات و بی انصافی در اجتماع نیز ممکن است منجر به حسد شود.این تبعیضات باعث میشود که روح مردم یک نوع حالت طغیان و سرکشی به خود گرفته و آتش نامرئی حسد جان و دلهای آنها را در میان بگیرد. حسود نعمت و کامیابی افراد را همیشه نشانه و هدف گرفته و با عناوین و دسیسههای گوناگون کوشاست آن موهبت را از کف آنان ببرد و بدون اندک توجه و تعمقی دستخوش احساس پلید خود واقع میگردد. حسادت صفت مذموم و ناپسندی است که حکایت از نوعی پریشانی روحی و روانی در انسان دارد و قادر است سایر خصوصیات مثبت و ارزنده را تحتالشعاع قرار داده، آنها را ضعیف یا نابود سازد؛ بنابراین دیری نخواهد پایید که فرد در نزد خانواده و آشنایان و دوستان به موجودی منفور تبدیل خواهد شد. همچنین وجود احساسات زیباپرستی حسادت،چشم هم چشمی و ،لاابالی گری از علل مهم طلاق است! بدخواه نه تنها از گردونهی انسانیت خارج است، بلکه به پایینتر از دایرهی حیوانات نیز تنزل و سقوط مینماید؛ زیرا کسی که از محنت دیگران بی غم است، مصداق انسان واقعی نیست. بدخواه با اعمال خصلت مذموم خود پلیدی خویش را عریان و آشکارا نشان داده، امواج نفرت و انزجار عمومی را به جانب خود میکشاند.بدخواهی به حقیقت همچون طوفانی سهمگین درخت تنومند خرد و فضائل را از ریشه قطع میکند، به طوری که انسان دیگر در ارتکاب جرم هیچ گونه رادع اخلاقی و وجدانی ندارد. حسادت خصلت مشترک تمام حیوانات است و حتی در آرامترین مردم نیز وجود دارد؛ گاهی مانند یک حریق شعلهور میشود و گاهی چون آتش در زیر خاکستر نهفته است. ممکن اشت در اثر عشق تحریک شود ولی این تحریک در اثر غریزهی تملک حتمی است. در نزد کودکان حسادت شدید است. «پرز»، کودکی را دید که حسود بود نه فقط نسبت به هرکسی که به دایهاش نزدیک میشد، حسادت میورزید بلکه همین واکنش را در ازای پستانک خود نیز ابزار میداشت.