عقد نکاح مانند سایر عقود دارای شرایط و موانعی است که با وجود آن شرایط و فقدان موانع خاص و همچنین وجود مقتضیات دیگر، محقق می گردد.
یکی از شرایطی که در شرط بودن آن برای ازدواج، بین علمای اسلام اختلاف نظر وجود دارد، شرط کفائت می باشد. ما در این مقاله، ابتدا معنای کفائت را بیان نموده و نظرات فقهای اهل تسنن و شیعه را به طور اجمال در خصوص شرط بودن آن و وجوه مختلف کفائت ذکر نموده و آنگاه دلایل اجتماعی لزوم توجه به این شرط را بیان نموده، در نهایت نظر قانون مدنی را درباره شرط مذکور مطرح می نماییم.
معنای کفائت:
کفائت (به فتح و کسر کاف و به مد الف) یا کفایت، واژه ای تازی بوده و مصدر فعل کفا (مهموزاللام) به معنای «همتایی» و «مثل و مانند بودن» می باشد. الفاظ «کفو» (به ضم کاف و سکون فاء و واو) ،کفاء (به فتح کاف)؛ کفء (به فتح و یا به کسر کاف و سکون فاء)،کفیی، همه به معنای مثل و نظیر می باشند؛ مثلا اگر گفته شود فلانی کفائی ندارد، یعنی نظیری برای او نیست، یا فلانی کفایت فلان کار را ندارد، یعنی فرد مزبور برای مثل چنین کاری مناسب نیست.