«وصیّت» همانند غالب نهادهای موجود در نظام حقوقی ایران، ریشهای فقهی دارد؛ و درآیات و روایات متعدد در باب توصیه به وصیّتکردن، خود، گواه صادقی است بر جایگاه این نهاد درحقوق اسلامی.(1) همین امر، قانونگذار ما را برآن داشت تاموادی از قانون مدنی را به بیان اقسام وصیّت وآثار و احکام هر یک اختصاص دهد.(2) یکی از مباحث مطرح شده در باب وصیّت، بررسی ماهیت حقوقی وصیّت است ؛ بحثی که از زمانهای گذشته تاکنون، عرصه اختلاف نظر فقها و حقوقدانان بوده است وعدّهای، وصیّت را عقد دانسته و در مقابل، عدهّای دیگر با ردکردن استدلال گروه اوّل، نظر بر ایقاع بودن آن دارند. آنچه نگارنده را بر آن داشته است تا این بحث تفصیلی را موضوع نوشتار خویش قرار دهد، بررسی و تحلیل عقاید هر دو گروه و سپس بیان نظری است که امروزه بیشتر میتواند قابل قبول باشد. در این مقال کوشیده شده است بیشتر روی مسائل استدلالی تأکید شود تا ضمن آشنا شدن مخاطب با نظرات عرضه شده از سوی اربابان نظر، به تقویت تحلیل و استدلال وی نیز کمک شود .از آنجا که بنا به تقسیم بندی صورت گرفته در قانون مدنی ،وصیّت به دو دستة عهدی و تملیکی تقسیم می شود،(3) بر اساس همین معیار، مطالب را در دو بخش عرضه می داریم ودر بخش اوّل به بررسی ماهیت حقوقی وصیّت تملیکی ودر بخش دوّم نیز به ماهیت وصیّت عهدی (وصایت) خواهیم پرداخت.