دنیای امروز که به حق میتوان آن را دنیای پیشرفت و ترقی علمی نام نهاد، با سرعتی غیرقابل تصوّر روبه رشد و گسترش علمی است. این گسترش نهتنهادر جنبههای فنی و علوم تجربی است، بلکه دامنه این تحقیقات و تتبّعات، علوم انسانی را نیز فرا گرفته است. یکی از نتایج این ترقی و رشد حیرتانگیز علوم و معارف بشری، کثرت تألیفات و نوشتههای علمی است که توسط متفکرین و دانشمندان به جامعة بشری عرضه میگردد؛ بهگونهای که شاید بتوان گفت عصر ما عصری است که بیش از هر دورة دیگر در آن، نوشته و تألیف آفریده میشود. این نوشتهها بهواسطة رشد دانش، از محدودة محیط مؤلف و نویسنده پا فراتر گذارده و در سراسر گیتی نشر و گسترش پیدا میکند. شاید کتابی که امروز در این سوی کره خاکی نشر میگردد، پس از چند روز، در آن طرف دنیا به دست مشتاقان خود برسد و بدینترتیب، معارف بشری مبادله میشود و رشد مییابد. اما مشکلی که در این باره وجود دارد این است که بسیاری از این تألیفات و رسالهها به زبان خاصی نگاشته شده است، لذا جز برای آشنایان به آن زبان، برای دیگران قابل استفاده نیست. بیگانهبودن زبان تألیف در یک جامعه باعث میشود که ناآشنایان به آن زبان، از محتوا و موضوع آن بیاطلاع مانده و معرفت نگاشته شده تنها به آشنایانش محدود بماند و این خود نقصی مهم است که مانع گسترش علوم و معرفتها میگردد. یکی از راههایی که میتواند این کاستی را برطرف سازد، ترجمه نمودن آثاری است که به زبانهای خارجی نوشته شده است. این کار باعث میشود که دانش مؤلف که بهخاطر محدود بودن به زبانی خاص، تنها برای آشنایان بدان زبان قابل استفاده است برای افراد دیگری نیز که به زبان تألیف آن ناآشنا هستند قابل بهرهگیری باشد. مفید بودن ترجمه و اثرات و نتایج بسیار مطلوب آن هیچگاه موردانکار نبوده؛ بهطوری که باید گفت بشر از زمانهای قدیم به این ضرورت پیبرده بود و به برگردانیدن آثاری از یک زبان به زبانی دیگر پرداخته است. نگاهی گذرا به تاریخ علم، این واقعیت را اثبات میکند. در کشور ما ایران نیز از دیرباز مسئله ترجمه آثار و نوشتههای بیگانه مطرح بوده تا جایی که مترجمین متعدّدی به این کار دست زده و آثاری را از زبانهای غیرفارسی همچون عربی، انگلیسی و فرانسه به فارسی برگرداندهاند و بدینترتیب دریچهای از معارف جوامع دیگر را به روی فارسی زبانان بازکردهاند. ارزش کار ترجمه و نیز زحماتی که یک مترجم در راه برگردانیدن کتاب یا اثری خاص متحمل میشود باعث شده که حکومت هر جامعه برای حمایت از تلاش وی، تدابیری اندیشیده و او را در این راه یاری نماید و نگذارد سودجویان، زحمات او را مورد غارت قرار دهند، که اگر چنین نباشد کمتر کسی حاضر است با صرف مدتی طولانی از عمر خویش که در راه ترجمه متحمل میشود، اثر خویش را به رایگان در اختیار منفعتطلبان قرار دهد. در کشور ما ایران نیز همانند بسیاری از جوامع قانونمند، بر کار ترجمه و مترجم مقرراتی حاکم است که میتواند تا حدّی حامی حقوق مترجمان باشد. این مقررات هرچند ناقص بوده و آنطور که باید و شاید نمیتواند از حقوق این گروه حمایت کند، ولی تا حدودی قادر است مقداری از حقوق آنان را از تجاوز مصون دارد. اکنون ما درچند بخش به بررسی این مقررات میپردازیم.