دادرسی

دادرسی

واخواهی در دعاوی مدنی و کیفری- قسمت پایانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
وکیل پایه یک دادگستری
چکیده
و) استفاده محکوم‌علیه غایب از مرحله تجدیدنظرخواهی:

قانون سعی کرده چنانچه محکوم‌علیه حکم غیابی، خود را ذی‌حق در دعوا بداند، به‌نحوی به دفاع او رسیدگی شود. اگر مرحله واخواهی را از دست داد بتواند از مرحله تجدیدنظر استفاده کند. به همین جهت، تبصره “3” ماده (306) مقرر داشته: ‹ تقدیم دادخواست خارج از مهلت بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله است.› فرض این است که وقتی حکم غیابی به محکوم‌علیه غایب ابلاغ می‌شود از مفاد حکم اطلاع پیدا می‌کند، اما در مقام واخواهی بر نمی‌آیدو عذر موجهی هم ندارد تا بتواند خارج از مهلت واخواهی دهد، در چنین شکلی از مرحله تجدیدنظر استفاده می‌نماید.
البته با توجه به اینکه حق واخواهی قابل اثبات می‌باشد، چنانچه محکوم‌علیه صراحتاً این حق را اسقاط و درخواست رسیدگی در مرجع تجدیدنظر بنماید، این درخواست باید در مرجع تجدیدنظر مورد رسیدگی قرار گیرد؛ ولی عناوین کلی که صراحتاً دلالت بر اسقاط حق واخواهی ندارد موجب سقوط این حق نمی‌شود. بنابراین، اعتراض محکوم‌علیه در چنین مواردی واخواهی تلقی می‌شود و رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه صادرکننده حکم است.(1)