عضو هیئت علمی گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان و وکیل دادگستری
چکیده
نقش طلاق در بین تمامی نهادها و سازمانها و تأسیسات اجتماعی، خانواده نقش و اهمیت بسزایی دارد. رشد و انحطاط هر قوم و ملتی تا حدود زیادی به خانواده مربوط است و هیچ جامعهای نمیتواند ادعای سلامت کند، چنانچه از خانوادههای سالمی برخوردار نباشد و بدون تردید هیچیک از آسیبهای اجتماعی نیست که جدای از تأثیر خانواده پدید آمده باشد. خانواده سنگ بنای هر جامعه بزرگ انسانی است و در استحکام روابط اجتماعی، رشد و تعالی یکایک اعضای جامعه نقش بنیادی دارد. تلاش در جهت استحکام خانواده وا ستوارسازی روابط درون این نظام زمینه را برای سلامت اخلاقی و سعادت عمومی یک جامعه فراهم میکند. هسته اولیه خانواده را ازدواج مشروع زن و مرد تشکیل میدهد که با ولادت فرزند تکمیل میشود. ازدواج از نظر اسلام پیمانی مقدس است که از سوی پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار مورد توصیه بسیاری قرار گرفته است. رسول اکرم(ص) میفرماید: «بنایی در اسلام پایهگذاری نشده که نزد خدا محبوبتر و عزیزتر از ازدواج باشد.»(1) یکی از بحرانهای شایع عمده زندگی افراد متأهل طلاق است. در سایه طلاق، لطیفترین پیوند اجتماعی از هم گسیخته میشود. شدیدترین مهرها، یعنی عشق و محبتهای عمیق از میان رفته و نادیده گرفته میشود. فرزند طلاق ناخواسته درگیر تضادهایی میگردد که نه توان درک آن را دارد و نه تاب کنارآمدن با آنها را، محرومیت فرزندان از سرپرستی مشترک پس از انحلال خانواده او را از بسیاری از مواهب و مزایای خانوادگی محروم ساخته و گاه اثرات جبران ناپذیری روی فرزندان میگذارد. طلاق پدیدهای است که به لحاظ کمّی و کیفی بر ساخت جمعیت اثر میگذارد؛ زیرا تنها واحد مشروع و اساسی تولید مثل، خانواده است که با وقوع طلاق از هم میپاشد. طلاق اثرات اقتصادی نیز برای جامعه در بر خواهد داشت؛ زیرا تعادل روحی نیروی انسانی تولید و خدمات را در جامعه بر هم میزند و منجر به بروز اثرات سهمگینی در حیات اقتصادی جامعه میشود. طلاق تعادل انسانها را بر هم زده و آثار شومی در جامعه بر جای میگذارد و منجر به کاهش انسجام و یکپارچگی اجتماعی میشود و سنگ بنای اجتماع سالم را از هم میگسلد. هیچگاه مطالعه آسیبشناسی اجتماعی و انحرافات اجتماعی بدون توجه به طلاق امکان پذیر نیست. طلاق میتواند موجب افزایش آسیبهای اجتماعی از قبیل اعتیاد، الکلیسم و سایر انحرافات جنسی شود.