از زمانی که سازمان ملل متحد، نیاز جامعه بینالملل به تأسیس یک دادگاه جنایی بینالمللی را بهمنظور تعقیب جرایمی همچون نسلکشی و پاکسازی قومی بهرسمیت شناخت، بیش از پنجاه سال میگذرد. سازمان ملل در نهم دسامبر سال 1948.م، به موجب قطعنامه 260 در مجمع عمومی، با تأیید بر این موضوع که در تمام ادوار تاریخی، نسلکشی، خسارات غیر قابل جبرانی بر بشریت وارد کرده است، درخواست کرد که بهمنظور تأمین آزادیهای مردم جهان دربرابر این اقدامات ضد بشری، قطعنامهای جهت مجازات مرتکبین جرایم علیه بشریت به تصویب برسد. این قطعنامه پس از طی مراحل مختلفی به تصویب رسید و در بند یک قطعنامه مذکور، نسلکشی به عنوان جرمی که قابل محاکمه در دادگاه جنایی بینالمللی است، بر شمرده شد و در بند شش آن، دادگاه صالح جهت رسیدگی به این نوع جرایم، دادگاه محل وقوع جرم اعلام شد. مجدداً سازمان ملل در قطعنامه مشابهای از جامعه بینالملل در خواست کرد که در مورد طراحی و امکان ایجاد یک ارگان جزایی بینالمللی بررسی و نظریه خود را اعلام کند. بهموازات این اقدامات، بروز فجایعی مانند کشتار دو میلیون انسان بیگناه در کامبوج توسط گروه کمونیستی خمرهای سرخ، قتل عام مردم بیگناه در موزامبیک، لیبریا، السالوادور و کشورهای دیگر، مقامات جامعه بینالملل را بیشتر به تشکیل دادگاه جنایی بینالمللی ترغیب کرد تا اینکه در هفدهم جولای 1998.م، با توجه به درخواستهای مکرری که در این زمینه از سوی کشورهای مختلف صورت میگرفت، تأسیس دادگاه جنایی بینالمللی به تصویب مجمع عمومی رسید.