عوامل اصلی خودکشی از جمله ناهنجاریهای اجتماعی است که با شهرنشینی رابطه مخصوصی دارد. خودکشی بیش از همه ناشی از پیچیدگی زندگی، سردی و بی مهری محیط شهری است. تزلزل عقاید و ایمان مردم نسبت به خدا و مذهب از یک سو و مشکلات زندگی صنعتی از سوی دیگر، فشردگی جمعیت، عدم تجانس افراد با هم،احساس غربت و تنهایی ناشی از آن، کوچکترشدن ابعاد خانواده ها و کاهش محبت خانوادگی، رها شدن فرد به سوی سرنوشت خود، چشم و هم چشمی و رقابت ها، آروزهای دور و دراز زندگی مادی، خواستنها و نتوانستنها، سرگشتگی در میان ارزشهای متضاد، بیهمتی در برابر دشواریها، شکستها و نومیدیها، محرومیت در عشق، فقر مادی، ضعف یا بیماری شخصیت از جمله عواملی هستند که زمینه خودکشی را توسعه میبخشد. "اوتر" یکی از روانشناسان سوئدی، با توجه به بررسی سابقه روحی 581 نوجوان سوئدی که اقدام به خودکشی کرده اند به این نتیجه رسیده است که غالباً آنها سه ماه قبل از خودکشی دچار علایم افسردگی، بی میلی به کار، اضطراب، بی اشتهایی، کم شدن وزن و بی خوابی بودهاند. باید با مشاهده این عوارض روانی که غالباً بدون بیماری جسمی است، به درمان سریع شخص پرداخت. بسیاری از آنان که خودکشی می کنند، افرادی سربهزیر، مظلوم، مهربان و علاقه مند به اجتماع هستند و هیچگاه حاضر نیستند نسبت به دیگران ناراحتی ایجاد کنند. در عین حال آنقدر روحشان ضعیف است که خودشان را یک انسان حساب نمیکنند و به فکر نابودی خود میافتند. بسیاری از حالتهای روانی، ریشه در استرس دارد و یکی از موارد استرس، استرس محیط کاری است. براساس آمار مؤسسه اروپایی بهداشت و امنیت در محیط کار، یک سوم از کارکنان پانزده کشور عضو اتحادیهی اروپا به اضطراب و استرس محیط کار دچارند و بیش از 41 میلیون نفر در اروپا به استرس محیط کار دچارند و تعداد کارکنان مضطرب اروپایی روبه افزایش است. اما تنها در سوئد، استرس، بیماری وابسته به شغل دانسته شده است. بنابراین گزارش، دانمارک تنها کشوری است که بیماری های روحی را از سال 1975 در مباحث قوانین مربوط به امنیت و بهداشت در محیط کار، گنجانده است. براساس تحقیق کنفدراسیون کارکنان فرانسه، سه چهارم کارکنان این کشور به استرس و اضطراب دچارند و اضطراب آنان به حدی عمیق است که مشکلات جسمانی نیز در پی خواهد داشت. براساس این تحقیق 68 درصد از کارکنان فرانسه در یک سال گذشته از ناراحتی جسمانی شکایت داشتهاند.