بزهشناسی از شاخههای جرمشناسی میباشد و کمتر از یک سده پس از تولد جرمشناسی و در سالهای اخیر اعلام وجود نموده است. در بزه دیدهشناسی به دلیل غفلتی که سالیان سال در خصوص مجنیعلیه (بزه دیده) مطرح بوده، پژوهشها بر قربانی جرم متمرکز شد تا نقش شخصیت او در تکوین جرم معین گردد و این امر تحول عمیقی در علت شناسی جنایی بود و بزه دیدهشناسی شکل گرفت و به مرحلهای رسید که لازم است بزه دیده بیش از پیش مورد توجه واقع شود. در این نوشتار برای آشنایی با مفاهیم نخستین بزه دیدهشناسی ابتدا به برخی تعاریف میپردازیم و پس از آن با مطرح ساختن عوامل بزه دیدگی و تئوریهای بزه دیدهشناسی به تدابیر پیشگیرانهای میپردازیم که امروزه به پیشگیری بزه دیدهشناختی موسوم شده است. در جهت پیشگیری از بزهدیدگی راههای گوناگونی وجود دارد که برخی از آنها به عهده جامعه و بعضی بر عهده شهروندان است که در اینجا تنها به مورد دوم پرداخته میشود.