7)وجود تبعیض و بی عدالتی در سازمان ( اعم از پرداخت یا تخصیص رفاهیات ) کمترین تبعیض در سازمان،کارکنان مستعد فساد را وا میدارد که به این بهانه برای مقابله با این تبعیض و جبران حقوق پایمال شده تلاش نمایند. این تلاش در قالب ایراد خسارت به اموال دولتی و برداشت اموال سازمان به نفع خود و یا مخالفت با روند موجود در سازمان بروز مینماید. 8) انفکاک بین منافع سازمان و منافع اشخاصی (عدم تعلق سازمانی) وجودتعارض بین منافع سازمان و کارکنان موجب خواهد شد که کارکنان متخلف برای دریافت بهرهو منافع بیشتر از هیچ اقدامی دریغ ننمایند. عملکرد و رفتار سازمانی نامطلوب از سوی سازمانها، کارکنان را در مقابل سازمان قرار میدهد و موجب دوری آنها از سازمان میگردد. 9) وجود افراد معتاد به مواد افیونی در سازمان (اعتیاد) اشخاص معتاد کسانی هستند که با انداختنخویش در منجلاب اعتیاد، خانواده خویش را نیز قربانی نمودهاند و لذا چگونه میتوان انتظار داشت که این گونه کارکنان، سازمانی را که در آن خدمت مینمایند. هیچگونه وابستگی به آن ندارند، فدا نکنند. 10) عدم دقت لازم در پذیرش اولیه کارکنان در سازمان: متأسفانه مقررات خشک و تشریفاتی گزینش و تثبیت اشخاص بعد از استخدام رسمی، محدودیتهایی است که سازمان را بعضاً در مقابل اشخاص فاسدی قرار میدهد که مجموعه را تهدید مینمایند و سازمان نیز چارهای جز تحمل آنها ندارد. البته دراینجا وجود روابط بهجای ضوابط در گزینش اشخاص را نمیتوان از نظر دور داشت؛ زیرا ممکن است در بلند مدت سازمان را در مقابل باندهای قوی و هماهنگ فساد قرار دهد.