کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه شهید بهشتی
چکیده
در دهه ی هفتاد میلادی، کشور چین قریب ده میلیون نفر زندانی داشت. امروزه اگر چه این رقم به سه میلیون تقلیل یافته باز هم به ازای هر 450 نفر یک نفر زندانی می باشد! رقم بالای زندانیان در دهه ی هفتاد میلادی در چین امری طبیعی به نظر میرسد، زیرا در طی این دوره (سالهای 1978 تا 1949)این کشور فاقد مجموعه قوانین کیفری بود، فرایندهای عمومی توهین و تحقیر متهم رایج و متداول بود وهیچ حقی برای شهروندان متصور نبود: نه حق انتخاب، نه حق اجتماع، نه آزادی بیان و اندیشه و... . کشور چین در حال گذار به سمت مدرنیته میباشد. در مقایسه با کشورهای دیگر باید گفت که به عنوان مثال جمعیت زندانیان در کشور فرانسه 60000 نفر است؛ یعنی به ازای هر 1000 نفر، یک زندانی وجود دارد و در ایالات متحده آمریکا تناسب جمعیت کشور و زندانیان، مشابه کشور چین میباشد؛ یعنی به ازای هر 450 نفر، یک زندانی در آمریکا وجود دارد. با این حال کشور چین در زمینه ی تعداد زندانیان صاحب رکورد است. در این کشور چون زندانیان با نرخ و دستمزد بسیار نازلی کار میکنند، برای دولت دارای ارزش اقتصادی زیادی هستند. جای بسی تأسف است که نرخ اعدامها در این کشور از نرخ کل اعدامها در سایر کشورها بیشتر است؛ اما وضعیت حقوق بشر به چه گونه است؟قانون اساسی چین برخی از عناوین حقوق بشر را نام برده؛ اما درخصوص عناوین دیگر سکوت اختیار کرده و هیچ اشارهای به آنها نکرده است، علیرغم این امر تفاوت چندان محسوسی میان این دو دسته عناوین وجود ندارد، زیرا عناوینی که رنگ و لعاب قانون برخود گرفتهاند نیز در عمل اجرا نمیشوند. قانون اساسی از آزادی فیزیکی و جسمی سخن رانده؛ اما در عمل سرویسهای امنیتی میتوانند بدون رأی و حکم قضایی، شهروندان را به منظور تحقیق و بازجویی بازداشت نمایند و مجازاتهای اداری بر آنان تحمیل نمایند یا آنان را در اردوگاهها یا اماکن اقامتی خاص، مشمول اقدامات بازپروانه قرار دهند. تمام این اقدامات اگرچه به ظاهر برای یک دوره ی کوتاه مدت اتخاذ میشود اما در عمل ممکن است سالها به طول انجامد!