دادرسی

دادرسی

بررسی حقوق مالی زوجه در موارد صدور حکم طلاق به درخواست زوج قسمت پایانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
رئیس دادگستری استان خوزستان
چکیده
1ـ4ـ ارث زوجه در طلاق
زوجین در صورتی از یک دیگر ارث می‌ برند که هنگام فوت هریک نکاح باقی باشد و در صورت وقوع طلاق پیش از فوت هریک از زوجین، زوج یا زوجه ­ی در قید حیات از متوفی ارث نمی ‌برد.
اگرچه بحث ارث مربوط به بعد از وفات زوجین خواهد بود اما به موجب قانون مدنی زن و شوهر پس از طلاق در دو مورد به صورت استثنا از یک دیگر ارث می ‌برند.
4ـ1 ـ طلاق در حال مرض منتهی به موت
ماده (944) قانون مدنی مقرر می‌ دارد‌: «اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و ظرف یک سال از تاریخ طلاق به همان مرض بمیرد، زوجه از او ارث می ‌برد؛ اگرچه طلاق بائن باشد مشروط بر این که زن شوهر نکرده باشد.»
شرایط ارث بردن زوجه در ماده مذکور به شرح زیر است.
1-  طلاق در حال بیماری شوهر واقع شود؛ بنابراین اگر طلاق در زمان سلامتی زوج رخ دهد و او ظرف یک سال از تاریخ طلاق فوت کند زن از او ارث نمی‌ برد.
2-    زوج ظرف یک سال پس از طلاق فوت کند.
3-  شوهر بر اثر همان بیماری زمان طلاق فوت کند؛ بنابراین با شفا یافتن زوج از بیماری و فوت او بر اثر ابتلاء به بیماری دیگر،‌ زوجه از او ارث نخواهد برد (مثل فوت در اثر تصادف رانندگی). به همین لحاظ برخی نویسندگان حقوق تصریح کرده ‌اند: «بیماری شوهر باید متصل به مرگ باشد تا زن بتواند از او ارث ببرد. پس اگر مرد از آن مرض شفا یابد، میراث زن منتفی است؛‌ هرچند دوباره به همان مرض مبتلا شود و در نتیجه ‌ی این ابتلا ظرف یک سال بمیرد.» (1، ص314)
4-  زن پس از طلاق شوهر نکرده باشد؛ اعم از این که ازدواج دوم زن باقی باشد یا منحل شده باشد. بنابراین صرف ازدواج زن مطلّقه در یک سال پس از طلاق موجب محرومیت او از ارث خواهد شد.
5-  درصورت فوت زن پس از طلاق بائن شوهر از او ارث نمی‌ برد. در واقع ماده (944) برخلاف اصل بوده و باید به صورت محدود مورد تفسیر و استناد قرار گیرد؛ به عبارت دیگر نمی‌ توان مصادیق آن را توسعه داد هرچند سایر شرایط ماده ­ی مذکور فراهم باشد؛ مثل این که زوج یک سال پس از تاریخ طلاق به همان مرض پس از زوجه بمیرد و زوجه هم پس از طلاق ازدواج نکرده باشد. لذا از ماده (944) نمی‌ توان برای ارث بردن شوهر از زوجه استفاده کرد.
ماده (944) ریشه در فقه امامیه دارد. شهید ثانی در شرح لمعه می‌ گوید:  «و یکره للمریض الطلاق للنهی عنه فی بعض الاخبار المحموله علی‌الکراهة جمعاً... و بین مادّل علی وقوعه، صریحاً (فان فعل توارثا) فی‌العدة (الرجعیة) من‌الجانبین کغیره، ‌(وترثه هی فی‌البائن، والرجعی الی‌سنة) من حین‌الطلاق، للنص و الاجماع. و ربّما علّل بالتهمة بارادة اسقاط ارثها فیوخذ بنقض مطلوبه و هولایتم حیث تسأله، او تخالعه، اوتبارئه.» (2، ص359) سایر فقیهان نیز با استدلال‌ های مشابه به این موضوع پرداخته‌ اند (3، صص64ـ62) و (4، ص346) در واقع طبق قول مشهور فقهای امامیه حکم وراثت منوط به طلاق در مرض منتهی به موت است اما برخی در این مورد حق ارث را نمی پذیرند (5، ص35). با این حال قانون مدنی از قول مشهور پیروی نموده و ارث را مقید به طلاق در مرض منتهی به موت کرده و زن را تا یک سال وارث می ‌شناسد.
در توجیه وضع این ماده گفته شده:‌ «حکم ماده (944) به منظور جلوگیری از تقلب نسبت به قانون وضع شده و برای این است که شوهر نتواند همین که پایان کار خویش را نزدیک دید، با طلاق گرفتن زن، او را از میراث محروم سازد.» (6، ص473).