دادرسی

دادرسی

زمینه ­های مغایرت تبصره"2" ماده (295) قانون مجازات اسلامی با قواعد شکلی و ماهوی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
کارشناس حقوق اسلامی دانشگاه تهران
چکیده
قوانین و مقررات جزایی از آن جایی که به طور مستقیم با نظم جامعه ارتباط دارد و از شاخه­های حقوق عمومی محسوب می­شود و ازسوی دیگر برخلاف قوانین مربوط به روابط خصوصی افراد (قوانین مدنی)، که تمام آن یا بهتر است بگوییم بخش اعظم آن با حقوق مالی افراد مرتبط است، با جان، حیثیت، شرافت، آزادی و احیاناً حقوق مالی افراد اصطکاک دارد، از اهمیت بسیار شایانی در میان مجموعه­های قوانین مختلف برخورداری می­باشد. این اهمیت فراوان خود به خود لزوم توجه بیش از پیش قانون گذار به تدوین مجموعه قوانین جزایی دقیق و متناسب با رعایت شئون و کرامت واقعی انسانی و به دور از هر گونه ابهام، اجمال یا احیاناً تناقض را متذکر می­سازد. بدیهی است که هرگاه قانونی بدون رعایت این نکات ظریف و اصولی و احیاناً بدون احترام به افکار عمومی و توقعات و انتظارات آن ها به تصویب برسد، حتی اگر بتوان آن را به زور بر مردم تحمیل کرد و چند صباحی آن را به مرحله اجرا گذاشت اما در نهایت آن قانون به دلیل عدم توجه به دقیق قانون گذار انشای اصولی­اش متروک خواهد شد.
در نهایت، از آن جایی که قانون (حداقل در مباحث مربوط به موضوعات عرفی) ساخته ی ذهن انسان است و انسان نیز مصون از خطا و اشتباه نمی­باشد، می­توان امیدوار بود که اگر احیاناً قوانینی با ویژگی­های بر شمرده شده از تصویب مقنن گذشته است، با لحاظ مقتضیات زمان و برخورداری از منابع غنی و پویای استنباط قوانین، از جمله احکام و مقررات مذهبی نسبت به اصلاح آن از سوی قانون گذار اقدام گردد.
با توجه به هم بستگی و وابستگی متقابل و فراوانی که میان مقررات و قوانین ماهوی و قوانین شکلی وجود دارد و این دو با تکمیل یک دیگر زمینه ساز اجرای عدالت واقعی و رساندن حق به صاحب آن می­باشند، لزوم هماهنگی بین مقررات این دو، امری است اجتناب­ناپذیر.امری که در نهایت می­تواند ضمن رعایت حقوق متهم در طول رسیدگی توسط مرجع قضایی، به احقاق حق افرادی که به ناروا مورد تعدی قرار گرفته­اند کمک فراوانی بنماید.