دادرسی

دادرسی

بررسی آزادی مشروط در حقوق ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
کارآموز وکالت کانون مازندران و گلستان
چکیده
مقنن هر کشوری با وضع مقررات کیفری،سیاست­های کیفری خاصی را دنبال می­کند؛ از جمله ی این سیاست­ها بازدارندگی خاص و عام و مهم تر از همه اصلاح محکومین است.
وقتی قاضی دادگاه متهمی را محکوم می­کند و با توجه به روحیات و سوابق شخصی او (اصل فردی کردن مجازات­ها) مجازاتی برای او تعیین می­کند، از نحوه ی واکنش او در مقابل مجازات بی اطلاع است؛ این واکنش­ها تنها در عمل و پس از آن که محکوم مدتی را در زندان به سر برد، ظاهر می­گردد. در مواردی ممکن است این واکنش مثبت باشد و اصلاح محکوم قبل از خاتمه ی مدت محکومیت تحقق پیدا کند. در این صورت منطقاً دلیلی وجود ندارد که محکوم اصلاح شده بقیه­ی مدت محکومیت را در زندان به سر برد. به همین خاطر امروزه در غالب نظام­های جزایی با استفاده از نظرات مکتب های تحققی و دفاع اجتماعی جدید زندانی را به طور مشروط آزادی می­کند. این آزادی، مشروط خوانده می ­­شود؛ زیرا ادامه­ی آزادی او مقید به حسن رفتار و تبعیت او از مقرراتی است که دادگاه برای دوران آزادی مشروط وضع می­کند.
در راستای همین امر حقوق ایران نیز از چنین تدابیری مستثنا نبوده است. سابقه­ی آزادی مشروط در کشور ما به «قانون راجع به وادار نمودن محبوسین غیر سیاسی به کار» (مصوب 1314) باز می­گردد. به موجب این قانون آزاد کردن محکومان به حبس مشروط به رضایت از کار آنان در «مؤسسات» فلاحتی یا منعتی بود؛
یعنی نوعی آزادی، مشروط به اشتغال به کار توأم با محافظت. با تصویب ماده واحده­ی قانون «راجع به آزادی مشروط زندانیان» (مصوب 1337) آزادی مشروط به مفهوم امروزی آن نزدیکتر شد.
بعد از انقلاب نیز مقنن ماده واحده 1337 را با تغییراتی در سال 1361 و سال 1370 و اصلاحی 1377 مورد پذیرش قرار داد. در این مقاله به نقد و بررسی مواد (38) (اصلاحی 1377) ، (39) و (40) قانون مجازات اسلامی پرداخته می شود.