تجاوز به قلمروی کشورها و دولتهای دیگر همواره موجب دشمنی و به مخاطره افتادن امنیت، بوده است. هنگامی که دولت بر حریم کشور دیگری تجاوز میکند، به همین عمل، امنیت بینالمللی نقض و حرمت آن شکسته میشود وامنیت قلمروهای دیگر نیز به مخاطره میافتد. در اسلام تجاوز جز در مورد ستمکاران به رسمیت شناخته نشده است(1)، و انجام آن در غیر این صورت گناهی بزرگ قلمداد شده که مستوجب سختترین کیفرها میباشد.(2) قرآن بازگشت تجاوز و آثار آنرا به خود متجاوز میداند و کیفر متجاوز را تجاوز به مثل میداند. در مقابله به مثل نیز تعدی از حد مجاز و تجاوز را محکوم کرده(3) و سرانجام تجاوزکاران را گرفتاری در بدترین کیفرها دانسته است(4). معذلک از دیدگاه اسلام، تجاوز مهمترین عامل تهدیدکنندهی امنیت شناخته شده است. از دید این دین بزرگ آسمانیهر نوع زیر پاگذاشتن حقی، تجاوز است و این حق ممکن است فردی، اجتماعی و یا اینکه بینالمللی باشد. نقض حقوق شناخته شدهی ملتها تجاوز به آنها میباشد که بارزترین شکل آن تجاوز به حق حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی دولتها میباشد.(5) مع الوصف اصطلاح "تجاوز" علاوه بر معانی و مفاهیمی که در نوشتار و گفتار روزمره ی افاده میکند، در علم حقوق بهطور اعم و حقوق بینالمللی عمومی بالأخص متوجهی وضعیت خاصی در روابط بین دول است که در آن امنیت و صلح بینالمللی مورد تهدید و مخاطره قرار میگیرد.