از جمله خصیصه های عمده قوانین،داشتن ضمانت اجرا می باشد. ضمانت اجرای فوق تضمین کننده اجرای مقررات موضوعه از طرف افراد مورد شمول آن می باشد.این ضمانت ها در مسائل جزایی، به کیفر رساندن فرد یا افراد خاطی به عنوان واکنشی علیه عمل مجرمانه ی او بوده و از طرف دستگاه کیفری در مورد متخلف،اعمال و اجرا می گردد.مجازات حبس نیز از ابتدایی ترین و ساده ترین واکنش هایی است که حاکمان جوامع از زمان های دور،در قبال قانون شکنان به کار گرفته اند.به خصوص از سده نوزدهم این مجازات وارد دستگاه های کیفری جوامع گردید و مجازات های خشن مثل اعدام،شلاق،قطع عضو و ... جای خود را به مجازاتی داد که دور از چشم مردم بوده ولی باعث محدود نگهداشتن روان و روح مجرم و اذیت او می شد. هزینه های اجتماعی و سیاسی زندان به دلیل دور از انظار بودن به مراتب کم تر از مجازات های خشن بدنی در ملأ عام بود و چون احساسات عمومی را علیه حاکمان جوامع تحریک و ترغیب نمی کرد،در آغاز با استقبال خوبی روبرو گردید. با گسترش زندان و انواع و اقسام آن در کشورهای مختلف،پای دیگر علوم به چگونگی اداره زندان و نحوه ی اعمال مجازات آن باز شده؛جرم شناسان،روان شناسان و جامعه شناسان به بحث و گفتگو در ابعاد مختلف مجازات حبس پرداختند. اما هر اندازه که تحولات، پیشرفت ها و اندیشه ها در چگونگی اعمال این مجازات گسترش می یابد،انتقادات و مخالفت ها با اجرای پاره ای از شکل های آن نیز فزون تر می شود. به نحوی که برخلاف گذشته دانشمندان معتقد هستند که زندان نتوانسته وظیفه ی اصلی خودرا به به نحو مطلوبی انجام دهد.عمده ترین ایرادات، به حبس های با مدت کوتاه وارد شده است.در مقاله ی حاضر با عنایت به اعمال بیشتر حبس های کوتاه مدت از سوی مراجع قضایی کیفری،آن را مورد بحث قرار داده و پس از تعریف زندان و انواع آن از نظر مدت،به بیان اهم ایرادات وارد بر مجازات حبس کوتاه مدت پرداخته ایم و ضمن ارائه ی راه کارهای انتخابی جایگزین حبس های کوتاه مدت، نتیجه بحث را بیان نموده ایم.امیدواریم تلاش حاضر مفید فایده علاقمندان و فرهیختگان علم حقوق کشورمان بوده باشد.