موضوع مقاله حاضر اختصاص به شرط صفت دارد. قانون مدنی شرط صفت را چنین تعریف می نماید: «شرط راجعه به کیفیّت یا کمیت مورد معامله» قسمت نخست، شرطی است ضمن عقد که موضوع آن وصفی از اوصاف و عوارض مورد معامله باشد؛ مانند جنس،رنگ،بو و... و قسمت دوم، شرطی است ضمن عقد که موضوع آن مقدار مورد معامله از حیث مساحت، وزن و عدد باشد. لازم به ذکر است ذکر مقدار در معامله گاه، صرفاً به عنوان وصف مورد معامله بوده است.
هر کس از شرط صفت، مفهومی تعبیر و تفسیر می کند؛ عقدی که لازم و غیر قابل فسخ بوده و به رغم ذات و اقتضای لزوم و غیر قابل تزلزل عقد، گاه مدت زمانی از تاریخ انعقاد عقد سپری شده و گاهی به صراحت شروط مذکور در سند تمامی اختیارات ساقط شده است و به ناگاه ودر یک نظر تبدیل به عقدی قابل فسخ می گردد.
قانون مدنی راجع با استناد به تخلف از شرط صفت در ماده (235) به مشتری حق فسخ داده و در جای دیگر ماده (353) بیع را باطل دانسته است. ما نیز با توجه به این موارد بحث خود را در سه مبحث ادامه خواهیم داد.