خواستگاه دادرسی در هر نظام حقوقی، خود آن نظام حقوقی میباشد که دادرسی به عنوان رشتهای از آن، زمینهساز اجرا و تحقق قواعد آن است و در سراسر تاریخ- چنان که خود گواهی میدهد- هیچ قوم متمدن و هیچ تمدنی وجود نداشته که فاقد حقوق متناسب با آن تمدن بوده باشد. ژرژدل وکیو مینویسد: «در همه ازمنه و نزد کلیه ملل، یک سیستم حقوق وضعی وجود داشته، یعنی مجموعهای از قواعد و تشکیلات که با خصیصه الزامی خود، به زندگی ملل سرو صورت بخشیده، آن را منظم ساختهاند» (1) و از آنجا که حیات و پویایی هر قاعده حقوقی که جایگاه خود را در نظم و سازمان بخشیدن به زندگی ملل دارا بوده، نقش خود را ایفا میکند، مرهون دادرسی به عنوان زمینهساز اجرا و تحقق آن است، دادرسی در متن سیستمهای حقوقی مختلف و در میان اقوام متمدن ایران و مصر و یونان و روم و سایر تمدنهای عظیم بشری، همواره از وجود محسوس و مؤثری برخوردار بوده است، زیرا اگر چه دادرسی، برحسب مرتبه مؤخّر از حقوق است اما از آن تفکیک ناپذیر میباشد و - همانطور که بعداً اشاره خواهد شد- حقوق منهای دادرسی کاملاً بینتیجه و فاقد هر گونه اثر مثبت خواهد بود.