از وقتی که جوامع انسانی تشکیل یافت، همواره قوانینی برای اداره جامعه و روابط افراد با یکدیگر وجود داشته است. در این راستا، همواره افرادی قوانین مذکور را به دلیل آن که مانع رسیدن به مطامعشان بود، نقض کردهاند و جامعه نیز در قبال نقض آن قوانین واکنش نشان داده که غالباً به صورت مجازات بوده است. اما مواردی نیز وجود داشته که اشخاص ناقض قوانین جزایی، مستحق مجازات شناخته نمیشدند.
حالت اضطرار از جمله موارد مذکور است که ابتدا از سوی وجدان آگاه جامعه، مجازات آن دور از عدل و انصاف دانسته شد و سپس با تکامل یافتن فکر انسان و هدفدار شدن مجازاتها، به دلیل عدم نفع اجتماعی جامعه، از مجازات فرد مضطر چشمپوشی نمود.
اضطرار مصدر باب افتعال و از ماده ضّر میباشد؛ به معنی فقر، تنگ دستی و سوء حال.اضطرار داشتن به چیزی، به این معنی است که انسان خود را در فشار و تنگنایی بیاید که برای رهایی از آن ناگزیر باشد عملی را انجام دهد؛ بی آن که دیگری او را بر این کار وادار کرده باشد.
بنابراین شخص مضطر در اختیار بین دو امر حادث، ناگزیر به انتخاب یکی از آن دو امر است که جرم میباشد.