شاید تاکنون قضات و وکلا یا افراد دیگری با بهره هوشی بالا را دیده باشید که در شغل و موارد دیگر موفقیتی حاصل نکردهاند و در مقابل قضات یا وکلا یا افراد دیگری را هم میشناسیم که علیرغم اینکه از هوش سرشاری برخوردار نیستند، زندگی شغلی موفقی داشتهاند و به سطوح بالای موقعیتهای اجتماعی دست یافتهاند. به عبارت سادهتر، میتوان گفت که لزوماً همه افرادی که دارای ضریب هوشی بالا هستند و نمرات بالا در آزمونهای ورودی نمرات بالا کسب میکنند، دارای بهترین عملکرد نیستند و پیشرفت شغلی آنها تضمین شده نیست.
علت این است که ما فقط به هوش عقلانی و مزایای آن توجه میکنیم و از هوش هیجانی(1) غافل میباشیم. در سیستم سنتی، هوش فقط به معنی هوش عقلانی(2) بود که تستهای مشخصی به دست میآمد. در این سیستم، معمولاً باهوشترینها اقشار، مهندسین و دکترها بودند که در رشته ریاضی یا علوم تجربی تحصیل کرده بودند، اما پژوهشگران در نظریههای جدید به هوش هیجانی توجه بیشتری میکنند و به این نتیجه رسیده اندکه هر کس (صرفنظر از مدرک تحصیلیاش) در اشتغال خود موفق باشد، هم باهوش است(3) این نظریات نشان میدهد که با داشتن استعداد و هوش عقلانی بالا فقط در بعضی مشاغل معین موفقیت وجود دارد، اما در صورت توجه به هوش هیجانی در هر شغلی از جمله قضاوت و وکالت، میتوان موفق بود.
هدف از نگارش این مقاله آشنایی با مفهوم هوش هیجانی و بررسی نقش آن در قضاوت و وکالت میباشد. امید است با مطالعه این مقاله به نقش هوش هیجانی در زندگی بیشتر توجه شود؛ زیرا بسیاری از موفقیتها در زندگی از این هوش ناشی میشود و اثرات آن بر سعادت و خوشبختی و آرامش انسان غیرقابل انکار است.