اندیشه مجازات جنایتکارانی که حوزه عمل آنها سطح وسیعی از مناطق دنیا را تحت تاثیر قرارداده و نظم عمومیبینالمللی را مختل میکند، از دیرباز در ذهن عدالتجوی بشر وجود داشته است. تبلور این اندیشه را میتوان در معاهده ورسای در سال 1919 یافت که در آن به مجازات حاکم آلمان تاکید شده بود. از آن زمان تا به، دادگاههای کیفری بینالمللی متعدد و متنوعی برای حمایت کیفری از نظم عمومی بینالمللی و مجازات جنایتکاری که موجب اضطراب جامعه بینالمللی است، ایجاد شدهاند. علاوه بر این، از گذشته تا به حال دادگاههای داخلی کشورها، واجد صلاحیت برای رسیدگی به جرایم بینالمللی دانستهاند. این مقاله به بررسی این دادگاهها پرداخته و مراجع صالح برای رسیدگی به جنایات مهم از جمله جنایات جنگی، علیه بشریت و نسل کشی را روشن میکند.