دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشکده علوم قضایی.
چکیده
مصالح مرسله، یعنی مصالحی که از طرف شارع دلیلی بر نفی یا اثبات آنها به دست ما نرسیده است و با استصلاح به صورت مترادف به کار میرود، مالکیها، مؤسس بحث مصالح مرسله در اصول فقه میباشند. مصالح مرسله به سه دسته ضروری، غیر ضروری و تحسینی تقسیم میشوند.
در خصوص جایگاه مصلحت در فقه، عدهای میگویند احکام، تابع مصلحت و مفسده واقعی نیستند و اعمال و افعال خداوند غرضی ندارد و منزه از داشتن هدف هستند؛ در مقابل عدهای معتقدند که بی هدف بودن اعمال خداوند، مستلزم عبث بودن کارهای اوست و کار عبث از خداوند محال است، لذا اعمال خداوند مطلقاً از مفاسد و مصالح واقعی پیروی میکنند. این دو نظریه قابل مناقشه هستند و پذیرفتن نظریه تبعیت نسبی احکام از مفاسد و مصالح واقعی، بهتر میتواند راهگشا باشد، به این معنی که کارهای خدا، تابع مصلحت و مفسده هستند، ولی این بدان معنا نیست که خداوند حتماً به آنچه مصلحت دارد، امر مینماید و از آنچه مفسده دارد، نهی میکند، بلکه گاه تامین مصلحت، در نفس تشریع و صرف امر یا نهی کردن است.
با توجه به مطالب فوق دیدگاههای متفاوتی در مورد حجیت مصالح مرسله شکل گرفته است؛ عدهای مالکیه آن را مطلقاً حجت میدانند؛ عدهای شافعی آن را مطلقاً نفی میکنند؛ عدهای زیدیه نیز راه حلهای میانه را پیش رو قراردادهاند، ولی در فقه شیعه، مصالح مرسله به عنوان دلیل پنجم در استنباط احکام، نمیتواند مطرح باشد، بلکه شیعه با داشتن اهل بیت(ع) و رسول باطنی(عقل)، در استنباط احکام نیازی به حجت دانستن مصالح مرسله به عنوان یک دلیل مستقل ندارد و آنچه نیاز اوست را در ادله اربعه خواهد یافت.