قسمت آخر
مهمترین دلایلی که برای وجوب تربیت ذکر شده است عبارتند از:
1- آیات قرآن مانند آیهی شریفهی «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نارا» (11) که در تفسیر آن آمده است: خداوند به همهی مؤمنان برای تعلیم و تربیت همسر و فرزندان دستوراتی داده است که موید وجوب تربیت است (مکارم شیرازی، 1374، ج 24: 287).
2- در روایات نیز بر وجوب تربیت طفل در هر امری که به مصلحت اوست تاکید شده است. مانند روایتی از امام چهارم علیهالسلام.(12)
3- سیرهی متشرعه، به این صورت که والدین همیشه خود را ملزم به تعلیم و تربیت فرزندان خود میدانند و این امر مورد ردع شارع قرار نگرفته است (سبزواری، 1413، ج 21: 130 )
4- عقل نیز حکم میکند که والدین به تربیت فرزندان خود بپردازند و او را از مفاسد و ضررهای روحی و جسمی حفظ کنند (شیرازی و پژوهشگران، 1429، ج 3: 315) .
گفته شده است که وجوب تربیت شامل پدر و مادر میشود و میان این دو تفاوتی نیست؛ زیرا خطابهای قرآن قوانین کلی هستند که شامل همهی افراد میشود، مگر اینکه استثنا شده باشد و در این زمینه استثنایی مشاهده نمیشود؛ دیگر اینکه احکام مربوط به اطفال یا تنها مختص پدر است مانند نفقه، یا مختص مادر است مانند رضاع و مابقی احکام مشترک میان هر دو است و اگر تنها مختص پدر بود، به آن تصریح میشد (همان: 318).
فقها حضانت را ولایت و سلطنت بر تربیت طفل میدانند. در نتیجه همان مباحثی که در رابطه با اجرت بر حضانت مطرح شد، در رابطه با اجرت بر تربیت نیز مطرح میشود.