یکی از مباحث و دغدغههای امروزین کسبه، سرقفلی و مسایل راجع به آن است. سابقه تاریخی، «سرقفلی» بسیار طولانی است و مبنای آن توافق طرفین است، اما درمورد حق کسب و پیشه و تجارت قضیه برعکس است. این پدیده درحقوق ایران ظهوری ناگهانی داشته و در یک مقطع تاریخی خاص در حقوق ما پدیدار شده است. لیکن درقوانینی که درسالهای 1339و1356و1362 به تصویب رسید، ذکری از سرقفلی واحکام مربوط به آن نشد. در قانون روابط موجر و مستأجر سال 1376حق سرقفلی رسمیت یافته، احکام و مقررات آن را تبیین کردند.
به نظر میرسد در اماکن تجاری در بسیاری ازشغلها محل کار برای شخص اهمیت زیادی دارد. به این صورت که وقتی شخصی مغازهای باز میکند، بعد از یک مدت اعتبار و مشتریهایی پیدا میکند. حق سرقفلی ناظر به همین حالت است؛ یعنی حقی که برای صاحب مغازه در رابطه با مشتریها و محل پیدا میشود. زیرا اگر مستأجر محل کارش را تغییر دهد، مشتریهای خود را از دست میدهد و مجدداً باید از ابتدا شروع کند.
سرقفلی مفهومی متمایز از حق کسب و پیشه و تجارت است و آنچه در قانون روابط مؤجر ومستأجر مورد بحث قرار گرفته، حق کسب و پیشه و تجارت است نه سر قفلی. با توجه به اینکه فقها درمورد خلاف شرع بودن این نهاد حقوقی حکمی ندادهاند و قانونگذار بعداز انقلاب این پدیده را پذیرفته و اغلب محاکم حتی دیوانعالی کشور هم حق کسب و پیشه و تجارت را مورد حکم قرار دادهاند و در عرف تجّار هم این مسئله پذیرفته است، در اعتبار حق کسب و پیشه و تجارت تردیدی نیست.