دانشجوی دوره دکتری رشته فقه و حقوق جزای دانشگاه شهید مطهری (ره) تهران.
چکیده
قسمت اول
در ارتباط با جداسازی و اهداء اعضای فرد زنده، به منظور پیوند، در صورتی که برداشت آن عضو موجب مرگ شخص نشود، حیات و یا سلامتی او را به خطر نیاندازد، ضرری به جسم وی وارد نکند و یا در صورت وارد آمدن ضرر به بدن دهنده عضو، غرض عقلایی مهمی در اهداء وجود داشته باشد، برداشت عضو با اذن و رضایت صاحب آن جایز است. در رابطه با اعضای میت، چنانچه غرض عقلایی مهمی بر برداشت عضو میت مترتب باشد، یعنی آن عضو موجب حفظ حیات گیرنده آن، تأمین سلامتی و کارایی عضوی از اعضای او و برای درمان بیماری مهم و صعبالعلاج وی گردد، قطع عضو میت و اهداء آن به بیمار نیازمند جایز خواهد بود. در این مسئله فرقی نمیکند که میت به این امر وصیت کرده باشد یا نه. همچنین اذن اولیای میت در این عمل شرط نیست؛ زیرا اذن در این امر از طرف شارع مقدس وجود دارد. در ارتباط با مسئله اهداء اعضای بدن به نظر میرسد این عمل صحیح بوده و با اشکال فقهی مواجه نخواهد شد. زیرا ملاک صحت هبه منفعت محلّله عقلائی است. با توجه به اینکه بر اعضای بدن انسان منافع و اغراض عقلائی مهمی ازجمله نجات جان انسانها یا حفظ سلامتی آنها، مترتّب است و از طرف دیگر استفاده از اعضای او جهت پیوند به بیماران نیازمند، از نظر شرعی، حلال و جایز است، اهداء اعضاء جهت پیوند به فرد نیازمند صحیح بوده و هیچیک از ادلّهای که مخالفین اهداء اعضاء مطرح کردهاند بر بطلان این معامله دلالت نمیکند.