تاریخ مشخصی برای حضور معلولان در جامعه بشری نمیتوان ذکر کرد، زیرا به نظر میرسد این گروه در طول تاریخ حضور داشتهاند؛ لیکن هرگاه سخنی از آنان به میان آمده با نگرشی همراه با ترحم یا عناد و درشتی برخورد شده است؛ بدانسان که گویی جامعه اصولاً به آنها نیازی نداشته و ندارد. آنچه دنیای امروز شاهد آن است؛ شکلگیری نهضتی است تا حقوق اولیهی این گروه عظیم را به آنان بازگرداند. این روزها به آنچه همیشه خواستهاند (قبول و پذیرفته شدن بهعنوان انسانهایی که حق حیات و زندگی همچون دیگر شهروندان دارند) نزدیک شدهاند. اشتغال معلولان موجب توسعهی زندگی فردی و اجتماعی میشود. انتخاب شغل در همه جوامع کموبیش با مشکلات متعددی همراه است که برخی از آنها با ویژگیهای انتخابگر و برخی دیگر با عوامل محیطی و اجتماعی و قوانین جامعه ارتباط دارند؛ اشتغال معلولان نیز از این موارد مستثنا نیست. معلولان کسانی هستند که در جامعه بیکاری را بیش از دیگران تجربه میکنند و آخرین افرادی هستند که به استخدام سازمانها و مؤسسات درمیآیند. ازاینرو؛ نرخ اشتغال در بین معلولان بسیار کمتر از افراد عادی است و بیکاری در بین معلولان بیش از افراد عادی است. هدف اصلی در مورد اشتغال معلولان؛ بازگرداندن آنها به محیط عادی کار و بهطورکلی محیط عادی زندگی است و تمام اقدامات باید در این مسیر انجام گیرد؛ چون تنها بدینوسیله است که شخص معلول بهتدریج معلولیت و وضع مخصوص خود را خواهد پذیرفت و در محیط عادی زندگی قرار خواهدگرفت. افراد دارای معلولیت باید از تمام حقوق و آزادیهای اساسی بشر؛ همچون سایر انسانها بهرهمند شوند و همانطور که میدانیم یکی از حقوق اساسی انسانها، حق کارکردن و دارا بودن شغل است. برای رسیدن به تمام خواستهای بشری در مورد کار معلولان نخستین و درعینحال بلندترین گام حمایتی را باید دولت بردارد؛ بدین معنی همانطور که قانون جامع حمایت از حقوق معلولان نیز مقرر نموده؛ استخدام و بهکارگیری ایشان در مشاغل متناسب از سوی نهادهای دولتی و عمومی الزامی گردد و مراکزی برای کارآموزی و بازتوانی ایشان مطابق با معیارها و استانداردهای جهانی تأسیس گردد. از سوی دیگر مرجع شکایت و اعلام نارضایتی اشخاص معلول از رفتار نامناسب برخی از کارفرمایان، قبل و بعد از استخدام مشخص شود.