پزشکی، یکی از شاخههای مهم و پرمخاطب علوم است، که قدمتی به اندازه تاریخ بشریّت دارد و با گذشت زمان و پیشرفت فنّاوری و بهداشت عمومی نهتنها از نیاز انسانها به این علوم کاسته نشده، بلکه وابستگی بشر به این جامعه، پزشکی را وارد مرحله جدیدی کرده است. همیشه تاریخ پزشکان، از جایگاه ممتازی در جامعه برخوردار بوده است. قداست علمِ پزشکی در جامعه ما، هم ریشه در تعالیم دینی و هم در فرهنگ غنی ایرانی دارد. در حقوق مسئولیت مدنی، یکی از موارد مبتلابه جامعه، مسئولیت مدنی و کیفری پزشک میباشد که در قانون مجازات اسلامی، قواعدی به آن اختصاص یافته است. در حقوق مسئولیت مدنی، مسئولیت مدنی اصولاً مبتنی بر نظریه تقصیر است؛ یعنی شخص، هنگامی مسئول و مکلّف به جبران خسارت وارده به زیاندیده شناخته میشود که تقصیر او به اثبات رسیده باشد. در این مقاله، هدف این است که روشن کنیم آیا مسئولیت پزشک منوط به اثبات تقصیر او است یا فراتر از آن نیز میشود؟ و دیگر اینکه آیا پزشکی که با قصد احسان فردی را معالجه کرده؛ ولی به عللی، آن فرد جان خود را از دست میدهد، در همه موارد یا در بعضی موارد ضامن است؟ یا در مورد پزشک، قاعده احسان را که مُسقِط ضمان است، میتوان جاری کرد؟ قانون مجازات اسلامی مصوّب 1392، مبنای تقصیر را در مسئولیت پزشک پذیرفته است. مبنای مسئولیت در این قانون، تقصیر مفروض است نه تقصیر اثباتشده؛ قانون پزشک را مسئول فرض میکند، مگر اینکه عدم تقصیر او به اثبات برسد. جهت روشنشدن مطلب، مسئولیت پزشک در ابعاد مختلف بررسی میشود.