انجماد جنین شیوه جدیدی است که به دنبال گسترش باروریهای مصنوعی رواج یافت. در این روش نوین، زوجین تحت درمان ناباروری، پس از انجام اولین دورهی درمانی خود، اجازهی انجماد جنینهای اضافی خود را صادر کرده تا در صورت عدم موفقیت درمان، برخلاف گذشته، این بار از جنینهای منجمد خود استفاده کنند؛ اما بهرهگیری از روش انجماد جنین با توجه به ارتباط تنگاتنگ علوم با یکدیگر، موجد طرح مسائل پیچیدهای در حوزههای مختلف علوم انسانی چون فقه، حقوق، جامعهشناسی، روانشناسی و اخلاق گشته است. در همین راستا چالشهایی مطرح شده است: ازجمله مشروعیت فرآیند انجماد، باروری پس از مرگ، استفاده از سلولهای بنیادین جنینی، اهدای جنین به زوجین دیگر، مالیت و شخصیت جنین منجمد، تعلق حقوق مالی یا غیرمالی برای صاحبان، نسب و ارث. با بررسی و تبیین نظرات مختلف فقهی و حقوقی، علاوه بر تبیین مفهوم جنین و دیدگاههای مرتبط با لحظهی آغاز حیات، به نظر میرسد که مفهوم جنین بر جنین منجمد صدق میکند؛ زیرا منظور از جنین، نطفهی منعقد شده است، خواه داخل یا خارج رحم باشد که قابل تسری به جنین منجمد هم خواهد بود، ولی حمل موضوعیت ندارد. همچنین، شیوهی رفع تعارض بین مالیت بالفعل و شخصیت بالقوه جنین منجمد، بستگی به هدف ایجاد و قابلیت آن در تبدیل شدن به انسان دارد. ازآنجاکه عرفاً سقط جنین بر اتلاف جنین منجمد قبل از کشت در رحم صدق نمیکند، فقها دور ریختن آن را جایز دانستهاند و مانعی در استفاده از آن در تحقیقات پزشکی برای استفادههای درمانی و معالجه بیماران با اجازهی صاحبان نمیدانند، لذا به دلیل نافع بودن و رغبت عرفی در استفاده از آن برای تولید مثل و تحقیقات پزشکی، مالیت آن قابل اثبات بوده و میتواند تحت عقود مختلف مورد انتقال قرار گیرد، هرچند برخی فقها بیع آن را جایز نمیدانند و هبه آن را صحیح میدانند. بهعلاوه، لحاظ توارث مشروط نیز برای او قابل دفاع به نظر میرسد؛ زیرا اولین شرط ارث بردن حمل که انعقاد نطفه حین فوت مورّث است شامل او میشود، تنها شرط باقیمانده زنده متولد شدن اوست که با انتقال به رحم مادر حاصل میشود. لذا محروم ماندن او از حقوق طبیعیاش چون ارث معقول نیست و لازمهی این امر اتخاذ رویکردهای جدید، مطابق با اصول فقهی و حقوقی است.