اصولاً «قبول» در مقابل «ایجاب» یکی از ارکان سازنده عقد میباشد. شارع یا قانونگذار در مواردی مانند «قبول محالعلیه» در حواله و «قبول موصیله» در وصیت، چنین کارکردی برای قبول قائل نشده است. این مسئله موجب اختلافنظر و تشتت آراء فقها و حقوقدانان گردیده و یکی از مباحث دشوار و مهم فقه و حقوق میباشد که بخش عمدهای از آن ریشه در تعیین ماهیت آنها بهعنوان عقد یا ایقاع و نیز تأثیر و کارکرد «قبول» در هرکدام از آنها دارد.
به نظر میرسد حواله عقدی است که به ایجاب و قبول محیل و محتال بالقوه واقع میشود، اما فعلیت و تحقق آثار آن منوط به تحقق رضایت محالعلیه میباشد. در میان تحلیلهای متنوع از وصیت نیز، باید پذیرفت وصیت ایقاعی است که به اراده موصی بالقوه واقع میشود، اما با تحقق قبول موصیله، تحقق آثار و فعلیت وصیت یعنی انتقال عین و منافع از زمان فوت موصی کشف میشود.