یافتن حقیقت در نظام عدالت کیفری از اهمیت بهسزایی برخوردار است؛ ولی به این دلیل اینکه حقیقت در امور کیفری به آسانی قابل تشخیص نیست، گاه کشف واقع مستلزم واکاوی در امور دیگر بوده و در این راستا قاضی کیفری دارای نقشی فعال است و اصل آزادی در تحصیل دلیل بر وی صدق میکند. از سوی دیگر، حصول اقناع وجدانی که معیار اثبات ارتکاب بزه در پروندههای کیفری است مبتنی بر کشف حقیقت است. تحصیل ادله محدودیتهایی دارد و دست قاضی برای اعمال هر شیوهای در این جهت باز نیست و اصل عدم اعتبار دلیل مأخوذه از طرق نامشروع تعدیل و محدود شده است. توسل به ابزاری مانند شکنجه و آزار و اذیت جسمی و روحی متهم، بازرسی غیر قانونی منزل، توسل به اقدامات حیلهگرانه در بازجویی و ... برای تکوین قناعت وجدانی یا علم قاضی، نامشروع است و علم حاصل از به کارگیری چنین روشهایی غیرقابل استناد است.
این نوشتار با بررسی ارزش قضایی اقدامات دروغسنج در دادرسی کیفری، به این نتیجه واصل میشود که رسالت محاکم قضایی احقاق حق بر اساس قوانین موضوعه و در پرتو اصول و قواعد مسلم حقوقی و رویههای راهگشای قضایی با حفظ حقوق افراد حاضر در فرایند دادرسی کیفری به ویژه متهم است. واژگان کلیدی: دروغسنجی، تحصیل دلیل، ادله نامشروع، دستگاه دروغسنج، خواب مصنوعی، سِرُم حقیقت