دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، رئیس شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان آبادان
چکیده
امروزه حقوق بیشتر کشورها تمایل دارند که جبران خسارتهای معنوی به عنوان یک اصل، مورد پذیرش قرار گیرد که با توجه به تنوع و تکثر خسارات معنوی و منشأ پیدایش آنها، شیوههای متنوعی برای جبران این نوع خسارات پیشنهاد شده است. ﺑﺮاى ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﺧﺴﺎرت ﻣﻌﻨﻮى ﺑﺎﻳﺪ ﺷﺮاﻳﻂ ﺳﻪﮔﺎﻧﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ (ﻓﻌﻞ زیانبار، ورود ﺧﺴﺎرت و راﺑﻄﻪ ﺳﺒﺒﻴﺖ ﺑﻴﻦ آن دو) اﺛﺒﺎت ﮔﺮدد، همچنین ﺑﺎﻳﺪ در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ﻛﻪ ﻣﻨﻈﻮر از ﺟﺒﺮان ﺧﺴﺎرت ﻣﻌﻨﻮى، ﺗﺮﻣﻴﻢ ﻛﺎﻣﻞ زﻳﺎن وارد ﺷﺪه ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﺗﺸﻔﻰ، ﺗﺴﻜﻴﻦ و رضایت خاطر زﻳﺎندﻳﺪه اﺳﺖ؛ زﻳﺮا ﺟﺒﺮان ﻛﺎﻣﻞ ﺧﺴﺎرت ﻣﻌﻨﻮى اﻣﺮى سخت اﺳﺖ ﺑﻪ اﻳﻦ دﻟﻴﻞ ﻛﻪ ﻣﻌﻴﺎرى ﺑﺮاى اﻧﺪازهﮔﻴﺮى دﻗﻴﻖ آن وﺟﻮد ﻧﺪارد و ﻟﺬا از ﻫﺮ ﻃﺮﻳﻘﻰ ﻛﻪ ﺑﺘﻮان رﺿﺎﻳﺖ ﺧﺎﻃﺮ و ﺗﺴﻜﻴﻦ روﺣﻰ زﻳﺎندیده را ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤود ﺑﺎﻳﺴﺘﻰ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ در آراى ﻣﺤﺎﻛﻢ میتوان ﮔﻔﺖ ﻛﻪ دو ﺷﻴﻮه ﺑﺮاى ﺟﺒﺮان ﺧﺴﺎرت ﻣﻌﻨﻮى وﺟﻮد دارد. مهمترین و بحثانگیزترین ﺷﻴﻮه ﺟﺒﺮان ﺧﺴﺎرت ﻣﻌﻨﻮى، ﺷﻴﻮه ﺟﺒﺮان ﻣﺎﻟﻰ اﺳﺖ. ﺷﻴﻮه دﻳﮕﺮ ﺟﺒﺮان ﺧﺴﺎرت ﻣﻌﻨﻮى ﻧﻴﺰ ﺷﻴﻮه ﺟﺒﺮان ﻏﻴﺮﻣﺎﻟﻰ اﺳﺖ. خسارت معنوی به جز در مورد دیه، قابل رأی دادن و تقویم است و دادگاه با لحاظ شرایطی میتواند زیانزننده را محکوم نماید و حتی قانونگذار میتواند در خصوص موارد پرتکرار، میزان خسارات را طی جداولی و به صورت حداقل و حداکثر تعیین کند که اگر این اتفاق روی دهد قضات بیشتر تمایل به صدور رأی خسارت معنوی خواهند داشت. در قسمت پیشین مقاله کلیات خسارت معنوی، مبانی جبران خسارت معنوی و شرایط و چگونگی طرح دعوای خسارت معنوی و دادرسی راجع به آن مورد بررسی قرار گرفت، در این قسمت به ادامه مباحث میپردازیم.